تبليغاتX
انصار سیدالشهدا (ع)

 

 

انصار سیدالشهدا (ع)
قران و عترت

نشریه شما 10 موضوع حجاب

 

موضوع مقاله :حجاب

 

مقدمه:

لزوم پوشيدگي زن در برابر مرد بيگانه يكي از مسائل مهم اسلامي است.در خود قرآن كريم درباره ي اين مطلب تصريح شده است.

پوشيدن زن،خود رااز مرد بيگانه يكي ازمظاهر لزوم حريم ميان مردان وزنان اجنبي است. همچنانكه عدم جوازخلوت ميان اجنبي واجنبيه يكي ديگرازمظاهر آن است.

باكمال تاسف د راوج شكوفايي علم وصنعت درجهان معاصر،الهامات دروني زن،لگد مال هوسهاي زود گذروسود جويي هاي اقتصادي ميگرددوقانون الهي حجاب ناديده گرفته ميشودوبه نام آزادي فرهنگ خود آرايي وبي بند وباري ترويج مي شود.

نوشتاري كه پيش روداريد درباره ي حجاب زنان ازديدگاه اديان الهي وفلسفه ي پوشش وحجاب اسلامي است.

تاريخچه ي حجاب

همه اديان آسماني،حجاب و پوشش زن را واجب و لازم شمرده اند وجامعه بشري را به سوي آن دعوت كرده اند به دليل آنكه لزوم پوشش و حجاب به طور طبيعي درفطرت زنان به وديعت نهاده شده است،احكام و دستورات اديان الهي هماهنگ و همسو با فطرت انساني تشريع شده است،پس درهمه اديان الهي پوشش وحجاب زن واجب گشته است.

علامه نقدي دركتاب خويش تحت عنوان (جايگاه زن نزد امتهاي قبل از اسلام )

 مي نويسد:مشهورترين امتهايي كه قبل ازاسلام مي زيسته اند درتمامي آنان حجاب زنان معمول ورايج بوده است.

اما ايراني ها : برخي اززنان آنها داراي حجاب وبرخي بدون حجاب بودند و بدان افتخار

مي كردند البته سخت گيري برخي از آنان در مورد زنان به گونه اي بود كه زن مجبوربود تمام دوران حيات خويش رادر ميان چهار ديواري خانه محبوس باشد.

اما برهمائيان :حجاب نزد آنان روش خاص خود راداشت زن حق نداشت از خانه خارج گردد وحق نداشت مردي غيراز محارمي كه دين عرض كرده بود بشناسد.

اما بو داييان :حجاب نزد آنان همانند براهما ئيان بود وتا امروز نيز آثاري از آن نزد هنديها باقي مانده است.

اما درمورد يهود: اگر زني به نقض قانون يهود مي پرداخت چنانكه مثلا بي آنكه چيزي برسرداشت به ميان مردم مي رفت ويا در شارع عام نخ مي رشت ياباهر سنخي ازمردان درد ودل مي كرد يا صدايش آنقدربلند بود كه چون درخانه اش تكلم مي نمود همسايگانش مي توانستند سخنان اورابشنوند درآن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد.

و در مورد مسيحيت : از رساله ي بولس به تيطس كه در باره زنان مي گويد : بايد عاقل ،خانه نشين ،عفيفه و مطيع شوهرانشان باشند . روشن مي شود كه حجاب در مسيحيت در صدراول واجب بوده است.

اما در عرب : برخي ازمردان زنانشان رابه حجاب وبرخي به خودآرايي دعوت مي كردند.

ولي آنچه كه ازاشعارعرب استفاده مي شود حجاب زنان نزد اشراف ،عادتي مأنوس بوده است. بدينسان روشن ميشود كه حجاب در شرايع الهي وجود داشته است.

فلسفه پوشش

فلسفه پوشش اسلامي چندچيزاست،بعضي ازآنها جنبه رواني دارد وبعضي جنبه خانه وخانوادگي وبعضي ديگراجتماعي،و بعضي مربوط است به بالابردن احترام زن وجلوگيري ازابتذال او. حجاب دراسلام ازيك مسله كلي ترواساسي تر ريشه مي گيرد وآن اينست كه اسلام مي خواهد انواع التذاذهاي جنسي،چه بصري ولمسي وچه نوع ديگربه محيط خانوادگي ودركادرازدواج قانوني اختصاص يابد،اجتماع منحصر براي كاروفعاليت باشد.برخلاف سيستم غربي عصرحاضركه كاروفعاليت رابا لذتجوئيهاي جنسي به هم

مي آميزد،اسلام مي خواهداين دو محيط راكاملا ازيكديگر تفكيك كند .

اكنون به شرح چهار قسمت فوق مي پردازيم:

 

 

1-   آرامش رواني

نبودن حريم ميان زن ومرد وآزادي معاشرتهاي بي بندوبار،هيجانهاو التهابهاي جنسي رافزوني مي بخشدوتفاضاي سكس رابه صورت يك عطش روحي ويك خواست اشباع نشدني درمي آورد.غريزه اي نيرومند،عميق و«دريا صفت»است،هرچه بيشتراطاعت شود سركش ترمي گردد،همچون آتش كه هرچه به آن بيشترخوراك بدهند شعله ورترمي شود.واز طرفي تقاضاي نامحدود خواه ناخواهانجام ناشدني است وهميشه مقرون است به نوعي احساس محروميت.دست نيافتن به آرزوهابه نوبه خود منجر به اختلاف روحي وبيماريهاي رواني مي گردد. چرادر دنياي غرب اينهمه بيماري رواني زياد شده است؟

علتش آزادي اخلاقي جنسي و تحريكات فراوان سكسي است كه به وسيله جرائدومجلات وسيمينارهاوتئاترها ومحافل ومجالس رسمي وحتي خيابانها و كوچه ها انجام مي شود.

2-   استحكام پيوند خا نوادگي

شك نيست كه هرچيزي كه موجب تحكيم پيوند خانوادگي و سبب صميميت رابه زوجين گردد،براي كانون خانواده مفيداست ودرايجاد آن بايد حداكثر كوشش راكرد وبالعكس هرچيزي كه باعث سستي روابط زوجين ودلسردي آنان گردد به حال زندگي خانوادگي زيانمند است وبايد با آنان مبارزه كرد.

3-   استواري اجتماع

     كشانيدن تمتعات جنسي ازمحيط خانه به اجتماع ،نيروي كاروفعاليت اجتماع راضعيف

 مي كند.

4-   ارزش واحترام زن

زن مسلمان،تجسم حرمت وعفت درجامعه است،حفظ پوشش به نوعي احترام گذاردن به زن ومحفوظ نگه داشتن وي ازنگاههاي شهواني وحيواني است.چنانچه زن ،حدود را رعايت ننمايدهربيماردلي به او طمع نموده وبا نگاه آلوده اش حريم زن رامي شكند.

حجاب در قرآن كريم

در قرآن كريم،آياتي چند به طور صريح درمورد وجوب حجاب ودرحد كيفيت آن نازل شده است كه دراينجا دو نمونه ذكرمي كنيم:

1- در سوره نور طي آيه مفصلي چنين آمده است:و به مردان مومن بگو كه چشمهاي خودرافرو پوشندودر دامان خويش رانگاه دارنداين عمل براي ايشان پاكيزه تراست همانا خداوند به آنچه انجام مي دهند آگاه است.وبه بانوان باايمان بگو چشمهاي خود فروپوشند وعورتهاي خود رانگاه ديگران پوشيده نگاه دارند وزينتهاي خود را جزآن مقداري كه ظاهر است ننمايند وزينتهاي خود راآشكار نسازند مگربراي شوهرانشان،پدرانشان،پدر شوهرانشان،پسر شوهرانشان،پسرانشان،پسران همسرانشان،برادرشان،پسر برادرشان،پسر خواهرانشان،زنان هم كيششان،كنيزانشان،مردان سفيهي كه تمايلي به زنان ندارند،كودكاني كه ازامورجنسي بي اطلاعند.(غير مميزين)

وپاهاي خود رابرزمين نكوبند تا زينتهاي پنهانشان آشكار شود همگي به سوي خداوند توبه كنيد اي مومنان،باشد كه رستگار شويد(1)

2- در سوره احزاب مي خوانيم:

«اي پيامبر به همسران ودحتران وبانوان باايمان بگوروپوشهاي خودرابر گيرندتابه عفاف وحريت شناخته شوندوموردآزاروتعرض هوسرانان قرار نگيرند،خداوند،آمرزنده ومهربان است.(2)»

حجاب در روايات

پيامبر،در ضمن حديثي،نهي فرمودندازاين كه زن،براي ديگران حود را بيارايدفرمود:اگربراي غير شوهر،خود را آرايش نمودلازم است خداوند او را با آتش بسوزاند .(3)

پيامبر فرمود:خداوند مرداني كه شبيه زن مي شوند وزناني كه خود راشبيه مرد قرارمي دهند،لعنت كرده است. (4)

گوشه اي از عوارض شوم بي حجابي

1-    سقوط شخصيت انساني زن               2- فرو پاشي نظام خانواده

         3- تضعيف ارزشهاي متعالي                 4-افزايش التهابهات وبيماريهاي رواني

5-كاهش سلامت جسماني                     6-كاهش جذابيت زنان

7-ركود فعليتهاو سستي جامعه بشري

         8- ترويج فرهنگ مصرف وزيانهاي اقتصادي ناشي از آن

9-انحطاط اخلاقي وتضعيف معنويت

 

منابع:

 

1- سوره نور آيه 31                    مسله حجاب          مولف: شهيد استاد مرتضي مطهري

2- سوره احزاب آيه59                  حجاب در اديان الهي           مولف:علي محمدي آشنائي

           3- بحارالانوار ج 103 ص243      حجاب از ديده گاه قرآن وسنت     مولف:فتحيه فتاحي زاده

      4- بحارالانوار ج 103 ص243