تبليغاتX
انصار سیدالشهدا (ع)

 

 

انصار سیدالشهدا (ع)
قران و عترت

نشریه شش - خرداد86

                                   رذایل اخلاقی

 

 مقدمه

 

منظور از« رذایل اخلاقی » اخلاق زشت و نا پسند است که باعث بدبختی و شقاوت

 

 همیشگی است. اخلاق مذموم و ناپسند همچون پرده هایی انسان را از معارف الهی

 

 و فیض های قدسی دور می سازد ؛ زیرا زذایل اخلاقی به منزله پوشش برای نفوس

 

هستند که اگر برطرف نشوند حالات روحانی و معنوی برای انسان رخ نمی دهد و

 

معرفت و محبت و انس با خدا در دل های مشغول به غیر خدا راه نمی یابد.

 

در این مقاله به چند مورد از رذایل اخلافی اشاره مختصری می کنیم تا با شناخت

 

رذایل ، درون را از نجاسات باطنی نطهیر کنیم تا معرفت و چراغ هدایت در قلب

 

روشن شود.

 

مطالب اصلی : 

 

غیبت

 

غیبت یعنی چیزی نسبت به کسی و پشت سر او گفته شود که اگر به گوش او

 

برسد ناراحت شود و از رسول خدا (ص) روایت شده که فرمودند : آیا نمی دانید

 

غیبت چیست ؟ گفتند: خدا و رسولش داناتر هستند فرمود: این است که درباره

 

برادر مسلمانت چیزی بگویی که خوشش نیاید . شخصی عرض کرد اگر آنچه

 

بگویم در او باشد چطور ؟ فرمود : اگر آنچه می گویی در او باشد غیبت کرده ای

 

و اگر نباشد بهتان زده ای . (1)

 

شنونده غیبت :

 

آن کسی که غیبت را می شنود حکم غیبت کننده را دارد همچنان که از امیر مومنان

 

روایت شده که « شنونده غیبت یکی از غیبت کنندگان است » (2)

 

انگیزه های غیبت :

 

چه چیزهایی باعث می شوند که انسان به انجام غیبت آلوده گردد ، این عوامل

 

عبارتند از :

1

. غضب 2. مسخرگی و استهزاء 3. بازی و شوخی 4. افتخار و مباهات 5. نسبت دادن کارهای

 

زشت به دیگری6. همراهی با همنشینان 7. مهربانی و دلسوزی 

 

8.شگفتی و بزرگ نمودن کار زشت .

 

مذمت غیبت

 

یکی از بزرگترین گناهان مهلکات غیبت است که خدای متعال به صراحت

 

در کتاب عزیز خود به مذمت آن پرداخته و فرموده است : در اموال مردم

 

کنجکاوی نکنید و بعضی از شما پشت سر بعضی دیگر بدگویی نکنید ، آیا

 

یکی از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد در حالی که همه

 

این ها را نا خوش می دارید .(3)

 

رسول خدا (ص) فرمود: خون و مال و آبروی مسلمان بر مسلمان حرام است. (4)

 

تهمت

 

بهتان این است که درباره مسلمانی چیزی گفته شود که در او نباشد او را ناراحت

 

کند و گناه تهمت از غیبت و دروغ بدتر است و خدای سبحان می فرماید: هر

 

کس خطا یا گناهی مرتکب شود و آن را به گردن بی گناهی بیندازد دروغی

 

 بزرگ و گناهی آشکار به گردن گرفته است . (5)

 

رسول خدا (ص) فرمود : هر کس به مرد یا زن مومنی بهتان بزند یا درباره او

 

چیزی بگوید که در او نیست ، خداوند او را بر تلّی از آتش وا دارد تا از عهده

 

گفته خود بر آید .

 

دروغ

 

دروغ یکی از رذایل اخلاقی است که برای تعریف آن نسبت به قوای نفس

 

تعاریف متعدی آورده اند که به آنها اشاره می کنیم :

 

1. دروغ در گفتار 2. دروغ در نیت و اراده 3. دروغ در تصمیم بر کار خیر

 

4. دروغ در وفای بر تصمیم و عزم 5. دروغ در عمل 6. دروغ در مقامات دینی

 

مذمت دروغ : دروغ از بدترین گناهان و از زشت ترین عیب هاست .

 

خداوند متعال می فرماید: دروغ را کسانی می سازند که ایمان ندارند.(7)

 

و همچنین می فرماید : خداوند به سزای آن خلف وعده ای که با خدا کردند

 

و برای آن دروغ هایی که می گفتند در دلشان تا روزی که به پیشگاه او

 

می روند نفاق افکند . (8) 

 

از رسول اکرم (ص) پرسیده شد : آیا ممکن است مومن ترسو باشد ؟

 

فرمود : آری . پرسیدند : آیامی تواند بخیل باشد ؟ فرمود : آری . پرسیدند :

 

دروغگو می تواند باشد ؟ فرمود : نه . (9)   و فرمود : دروغ روزی را کم

 

می کند و همچنین فرمود : وای بر آن کس که دروغ می گوید ات دیگران

 

بخندند، وای بر او،  وای بر او  . (10)

 

رسول خدا (ص) فرمود : آیا می خواهید شما را به بزرگترین گناهان کبیره

 

خبر دهم ؟ شرک به خدا ، رنجاندن پدر و مادر، دروغگویی . (11)

 

مولا علی (ع) فرمود : از دوستی با دروغگو بپرهیزید زیرا که او مانند سراب

 

است دور را به تو نزدیک و نزدیک را به تو دور می کند . (12)

 

نفاق 

 

نفاق ، این است که پنهان و آشکار انسان مخالف یکدیگر باشد. خواه این

 

دو رویی و دو گانگی در ایمان باشد یا در اطلاعات یا در معاشرت با مردم ،

 

خواه به قصد جاه طلبی و مال و ...

 

این رذیله نفاق از مهلکاتی است که در مذمت آن آیات و احادیث زیادی

 

رسیده است و بدترین نوع نفاق بعد از کفر آن است انسان جلوی برادر مسلمان

 

 خود ،او را تمجید کند و در غیاب او از او بد گویی و دشنام و سعایت کند و

 

آبروی او را پیش دشمنان ببرد و باعث اتلاف مال او و اذیت و آزارش شود و

 

یا میان دو دشمن به جای صلح ، آتش جنگ را بیشتر شعله ور کند .

 

رسول خدا (ص) فرمود: هر کس در دنیا دورو باشد در قیامت برای او دو زبان از

 

آتش خواهد بود.  ریا : ریا عبارتست از به دست آوردن اعتبار و مقام و منزلت

 

در دل های مردم است . به وسیله صفات نیک و آثار پسندیده ای که بر صفات

 

نیک دلالت دارد . اعمال نیک اعم از عباداتی خاص مانند نماز و روزه یا هر

 

کاری که به قصد تقرب انجام شود که پاداش و ثواب داشته باشد و به این

 

معنا هر کاری که جز مستحبات یا واجبات یا مباهات باشد عبادت محسوب

 

می شود و هر کاری که قصد قربت و رضای خدا در آن نباشد ولی به صورت

 

عادت و برای جلب توجه به عنوان عبادت انجام شود ریا محسوب می شود .

 

ریا در سخن گفتن

 

ریا کردن از معاصی کبیره است که در آیات و احادیث مذمت بسیاری از آن

 

رسیده است و خدای سبحان می فرماید :

 

« وای بر نماز گزاران ، که از نماز خود غافل و سهل انگارند ، آنان که ریا می کنند

 

و از زکات دادن منع می نمایند »   (13)  و همچنین فرمود : هر کس به دیدار

 

پروردگار خود امید دارد باید کارهای شایشته انجام دهد و هیچ کس را در عبادت

 

پروردگارش شریک نسازد . (14)  و می فرماید : با مردم ریا می کنند و

 

خداوند را به یاد نمی آورند مگر درمواردی بسیار اندک .(15)

 

رسول خدا (ص) فرمود: بیش از هر چیزی بر شما از شرک کوچک بیم دارم .

 

پرسیده شد شرک کوچک چیست ؟ فرمود : خدای متعال عملی را که یک

 

ذره ریا در آن باشد نمی پذیرد .(16)

 

عجب 

 

این است که آدمی به جهت کمالی که در خود می بیند خود را بزرگ بشمارد ،

 

خواه آن کمال را داشته باشد و یا نداشته باشد و خواه آن صفت در واقع

 

کمال باشد ، خواه نباشد . بعضی دیگر گفته اند : عجب آن است که نعمتی که

 

دارد بزرگ شمارد و به آن اعتماد کند و منعم آن را فراموش کند .

 

خداوند متعال در قرآن کریم در مورد عجب می فرماید : آیا مانند کسی که

 

زینت داده شده کار بد خود را نیک می بینید . (17)               

                            

                           مذمت عجب : عجب از مهلکات است و از صفات

 

کبر

 

کبر،   حالتی است که انسان خود را از دیگری بالاتر بداند و معتقد شود که

 

به دیگری برتری دارد وعزیز شمردن خود که شامل یک سری خلق و خوی

 

باطنی است که مقتضی اعمال در ظاهر است که این عمل از ثمرات آن است و

 

 ظاهر شدن این اعمال که از آن خلق وخوی باطنی صادر می شود ."تکبر"

 

نام دارد.تکبر برای فرد انتظاراتی را ایجاد می کند.مثل توقع سلام داشتن و

 

احترام کردن و از دیگران کناره گیری کردن وسرپیچی از راهنمای دیگران

 

وتقدمدر هر کاری بدون توجه به دیگران وامثال این هاکه از رذایل است. ­­­­

 

مذمت تکبر

 

خدای سبحان در مورد مذمت تکبر می فرماید: این چنین خداوند بر قلب

 

هر متکبر ستمگری مهر می نهد. (20) وفرمود:کسانی که کبر می ورزند

 

از آیات خود بر می گردانم.(21)

 

و رسول اکرم (ص) فرمود:هر کس به اندازه یک دانه خردل در دل او کبر

 

باشد به بهشت نخواهد رفت.(22)

 

              خویشتن را بزرگ می بینی         راست گفتند یکدوبیند لوچ

 

غضب

 

وان کیفیتی نفسانی است که باعث حرکت شدید هیجانی روح از درون به

 

 بیرون می شود.برای غلبه و پیروزی بر چیزی و مبداء و سر چشمه ی آن

 

انتقام جویی است و مردم در مورد قوه ی غضبیه به سه قسم تقسیم می شوند :

 

یکی افراط و دیگری تفریط وسوم اعتدال دران.

 

افراط در خشم این است که آن چنان برآدمی چیره شود که از اطاعت عقل

 

و شرع بیرون رود.وفکروبصیرتی برای آن فرد باقی نماند و تفریط آن این

 

چنین است که انسان یا فاقد آن باشد ویا آن قدر ضعیف شد ه باشد که جایی

 

که عقل و شرع جایز می داند به خشم نیایدکه موجب جبن و خواری شود

 

ویا غیرت وحمیت نداشته باشد وامثال اینهاواعتدال آن یعنی آنجا که عقل

 

وشرع جایزمی داندبه کارگرفته شودکه باعث بروزصفعت زیبایی به نام

 

شجاعت میشودوخدای متعال دروصف یاران پیامبر(ص)فرمود:باکافران سخت

 

گیرندوبه پیامبر (ص) فرمود:بر آنها یعنی کافران و

 

منافقان سخت گیرباش.

 

درجای دیگرمی فرماید:متقین کسانی هستندکه درحال توانگری وتنگدستی

 

انفاق می کنندوخشم خودرا فرومی برند

 

وازخطای مردم می گذرندوخداوندنیکو کاران را دوست دارد.

 

کینه

 

کینه پنهان کردن دشمنی دردل است وآن ازثمرات غضب است زیرا غضب

 

 وقتی به دلایلی فرو خورده شود به باطن میرود و در آنجا به صورت کینه

 

درمی آید وکینه از مهلکات بزرگ است و رسول خدا فرمود:مومن کینه

 

توز نیست.(24)کینه انسان را از بساط قرب الهی و از وصول به ملکوت اعلی و

 

از همدمی با ساکنان عالم ربوبی باز می دارد.

 

امام صادق (ع) فرمود:هر کس تخم عداوت بکارد همان را که کاشته,

 

درو خواهد کرد.(25)

 

حرص

 

حالت و صفتی است نفسانی که آدمی را بر گرد آوری آنچه به آن نیاز

 

نیست بر می انگیزد و بدون آنکه به حد و مقدار معینی اکتفا کند و از

 

نیرومند ترین شاخه های دنیا دوستی ومشهورترین انواع آن است و

 

هر که در آن گرفتار

 

شد هلاک آن حتمی است و رسول اکرم(ص) فرمود:دو گرسنه هر گز

 

 سیر نمی شوند:یکی گرسنه علم و دیگری گرسنه مال وفرمود:آدمی زاد

 

پیر میگردد در حالی که دو صفت در او جوان میشودیکی حرص و

 

دیگری آرزوی دراز.

 

طمع

 

از جمله رذایل قوه ی شهویه طمع است و آن عبارت است از توقع بیجا

 

داشتن در اموال مردم که این کار از شاخه های دنیا دوستی است و

 

جزو رذیلت های کشنده است و رسول اکرم(ص) در این مورد فرمود:

 

بر حذر باشید از طمع وزیدن زیرا طمع فقر حاضر است.(26)

 

امیر مومنان(ع) فرمود:از هر که خواهی بی نیاز باش که نظیر او خواهی بود

 

و به هر که خواهی طمع بند که اسیر او خواهی شد و به هر که خواهی

 

احسان کن امیر او خواهی گشت.(27)

 

قساوت

 

قساوت و سخت دلی حالت و ملکه ای است که انسان به سبب آن از

 

دردورنج همنوع خود متا ثر نمی گردد و شکی نیست که این خوی از

 

غلبه ی درندگی ناشی میشود و اکثر صفات ذمیمه مانند:ظلم ایذا عدم

 

مواسات با فقرا و امثال اینها از این صفت سر چشمه میگردد امام صادق(ع) فرمود:

 

از خداوند پروا کنید و برادرانی نیکو کار و خوش رفتاری

 

باشید و در راه خدا با هم دوستی کنید و پیوند و همبستگی با هم دا شته باشید

 

و با هم مهربان باشید.(28)

 

سخن چینی

 

سخن چینی نوع خاص از پرده دری و افشای اسرار است و آن چنین است

 

که سخن کسی را که پشت سر کس دیکری گفته به او باز گردانی و دراصل

 

وا سطه گری کنی .در افشای رازهای مردم که موجب فساد و بد گویی

 

و سعایت شود و عموما علت سخن چینی بد خواهی نسبت به کسی است که

 

از وی سخن چینی می شودو هدف آن اذیت است ویا پر گویی و کم آوردن

 

در سخن گفتن است و شکی نیست که از جمله رذایل است و آیات و اخباری

 

در مذمت آن رسیده است. خدای سبحان میفر ماید:عیب جوی سخن چین

 

که مانع خیر است, ستمگر و گناهکار است(29). و هم چنین میفرماید :وای بر

 

هر سخن چین و غیبت کننده یعنی وای بر هر عیب جوی طعنه زننده(30)

 

و رسول خدا فرمود:هیچ سخن چینی به بهشت نمی رود(31).

 

سو ظن

 

سو ظن و بد دلی از نتایج ضعف نفس و جبن است زیرا هر ضعیف النفسی هر

 

فکر فاسدی که به خاطرش برسد یا بهواهمه اش در آید آن را می پذیرد و

 

به دنبال آن میرود  و بد گمانی گاهی موجب بیم و اندوه میشود و از

 

مهلکات بزرگ شمرده میشود زیرا خدایسبحان در این زمینه می فرماید:

 

ای کسانی که ایما ن آورده اید از گمان زیاد بپرهیزید زیرا که بعضی از

 

گمانها گناه است(32).و نیز می فرماید:این گمان شما که به خدا بردید شما

 

را هلاک کرد(33).

 

امیر مومنان(ع) فرمود:کار برادر دینی خود را به بهترین وجه ممکن توجیه

 

و حمل کن تا به قدری که ظن غالب از بدی او برای تو پیدا شود و از

 

سخنی که از دهان برادرت بیرون آید تا وقتی که میتوانی محمل خوبی

 

برای آن بیابی گمان بد مبر(34).

 

حسد

 

حسد یعنی آرزوی زوال نعمت از برادر مسلمان و آن نعمت از نعمت هایی

 

می باشد که صلاح او در آن است و باعث رسیدن خیر به او می شود.

 

حسد از شدیدترین امراض روحی و از پلیدترین رذایل اخلاقی میباشد

 

 زیرا حسود به عقوبت دنیوی و عذاب اخروی کشیده میشود.

 

مذمت حسد

 

خدای متعال می فرماید:آیا مردم به آنچه خداوند از فضل و کرم خویش

 

به شما داده حسدمی برند!(35) ومی فرماید:اگر نیکی به شما برسد نارحت

 

می شوند واگر بدی به شما برسد از آن شادمان می گردند(36)

 

رسول خدا(ص)در این مورد فرموده اند:حسد کارهای نیک را می خورد,

 

 هم چنان که آتش هیزم را می خورد(37)

 

امام صادق(ع) فرمودند:آفت دین,حسدو خود بینی وفخر فروشی است.(38)

 

وهم چنین فرمودند:مومن غبطه می بردولی منافق حسد می ورزد و غبطه نمی خورد.

 

کند کار اندیشناک از خدای

                           بسی بهتر از عابد خود نمای  منابع :

 معراج السعادت              مولف: ملا احمد نراقی

 مبانی اخلاق                  مولف: محمد رحیم نوری

 راه خود سازی                مولف : جواد حبیبی تبار

1.محجة البیضاء ، ج 5 ، ص 256

2.بحارالانوار ، ج 15 ص 179

3.سوره حجرات ، آیه 12

4.صحیح مسلم ، ج 8 ص 11

5.سوره نساء ، آیه 111

6.بحار ، ج 75 ص 194

7.سوره نحل ، آیه 105

8.سوره توبه ، آیه 105

9.علم اخلاق ، ج 2 ، ص 426

10.محجرالبیضاء ، ج 5 ص 240

11.صحیح مسلم ، ج 1 ص 64

12.نهج البلاغه ، حکمت 38

13.سوره ماعون ، آیه 407

14.سوره کهف ، ایه 110

15.سوره نساء ، آیه 142

16.علم اخلاق ، ج 2 ، ص 498

17.سوره فاطر ، آیه 8

18.بحار ، ج 67 ص 335

1۹.بحار ، ج 69 ص 235

20- سوره غافر آیه 35

21- سوره اعراف آیه 147

22- بحار,ج 2 ص 149

23- سوره فتح,آیه 29                                           

24- علم اخلاق ,ج1,ص  379 

25- وسائل,ج12,ص 239                                           

26- بحار,ج73,ص168                          

27- بحار,ج103,ص20                          

28- علم اخلاق ,ج1,ص 452                   

29- سوره قلم,آیه 11و12                                  

30- سوره همزه,آیه1                 

31- علم اخلاق ,ج2,ص 368       

32- سوره حجرات, آیه12                                   

33- سوره فصلت, آیه23            

34- بحار,ج 74,آیه184 

35- سوره نساء,آیه 53               

36- سوره آل عمران,آیه120                   

37- بحار, ج 73, ص257

38- بحار, ج73 ,ص268