تبليغاتX
انصار سیدالشهدا (ع)

 

 

انصار سیدالشهدا (ع)
قران و عترت

نشریه شماره پنجم_ارديبهشت 86

 

                                     بسم رب الشهدا والصدیقین

 

حسين(ع)

                                        

                 هوای  نفس

 

مقدمه:

 

تمام عواملی را که موجب ضعف ، از میان رفتن و یا عدم تحقق ایمان

 

می گردد ،می توان به نفس باز گردند. هوای نفس ، دل آدمی را 

 

می رباید و نمی گذارد دلی برای او باقی بماند تا  ایمان در آن جای گیرد .  

 

اما نفس چیست ؟

 

هوای نفس کدام است ؟

 

پیش از پرداختن به این مطلب مروری میکنیم بر آیات مربوط به

 

 پیروی از هوای

 

نفس .

 

مطالب اصلی :

 

هوای نفس در قرآن :

 

قرآن کریم پیروی از هوای نفس را از مهمترین عوامل سقوط دانسته

 

و در آیات فراوانی در این باره سخن گفته است . از بلعم باعورا یاد

 

می کند که خداوند آیات خود را به او داد اما او در اثر پیروی از

 

هوای نفس و گرایش به دنیا گمراه گشت و تا آنجا سقوط کرد که

 

داستانش چون داستان سگ است کا اگر بر آن حمله ور شوی زبان

 

از کام برآورد، و اگر آن را رها کنی باز هم زبان از کام برآورد. (1)

 

در جای دیگر پیامبر گرامی را سفارش می کند که « از ان کس که

 

 قلبش را از یاد خود غافل ساختیم وازهوای نفس خود پیروی کرده و

 

اساس کارش بر زیاده روی است،اطاعت مکن » (2)

 

در میان مردمان کسانی هستند که هوا و هوس خویش را خدا خود

 

قرار دادند،و خداوند آنان را ، با آن که آگاه بودند گمراه ساخت و

 

بر گوش دل ایشان مهر نهاد و بر بینایی شان پرده افکند. (3)

 

 

در آیه ای خداوند به داود (ع) فرمان می دهد که در میان مردمان

 

به حق حکم نماید و از هوا{و خواسته نفس } پیروی نکند که او را

 

از راه خدا گمراه خواهد ساخت .   (4)در آیه ای خطاب به پیامبر گرامی

 

می فرماید : اگر برخی از تو فرمان نمی برند به خاطر پیروی از

 

هوای نفسشان است . (5) و در باره برخی از منافقان یاد آور می گردد

 

که « آنان کسانی هستند که خدا بر دل هایشان مهر زده و از

 

خواسته های خویش پیروی کرده اند » (6) برخی آیات تعارض میان

 

پیروی از هوای نفس و هدایتی را که پیامبران آورده اند ، باز گو

 

می کند ، تا آنجا که دنباله روی از هوای نفس به تکذیب و قتل

 

پیامبران می انجامد .(7) در برخی آیات نیز به جای هوای نفس ،

 

تعبیر شهوت به کار رفته است ، مثلا ً می فرماید : کسانی که پیرو

 

 شهوات اند می خواهند شما دستخوش انحراف بزرگ شوید . (8)

 

 

حسين (ع)

 

 

معنای نفس :

 

به طور معمول ، نفس در برابر عقل نهاده و سفارش می شود که

 

باید آدمی از عقل خویش پیروی کند و با هوای نفس ، یعنی با

 

خواسته های نفس مبارزه نماید . اما نفس را کاربردهای گوناگونی

 

است که تمایز نهادن میان آنها در این بحث ضروری است.

 

 

قرآن کریم نفس را به طور مطلق به کار برده و می فرماید :

 

« علیکم انفسکم » مراقب خود باشید .(9)و گاه نفس را به صورت

 

مقید و همراه با صفتی خاص به

 

کار می برد مانند:

 

« یا ایتها النفسُ المطمئنة ارجعی الی ربّک راضیةً مرضیة » (10)

 

ای نفس آرامش یافته به سوی پروردگارت باز گرد ، در حالی

 

[ از او ] خشنود[ و در نزد او ] مرضی هستی .

 

« انّ النفسَ لامّارة بالسوء الّا ما رَحم ربّی » (12)

 

نفس همانا به بدی فرمان می دهد

 

 مگر کسی را که خدا رحم کند . از سوی دیگر در یک اصطلاح

 

فلسفی ، نفس به معنای روح به کار رفته است .

 

اما این نفس چیست  که از یک سو منشا بدی هاست و نباید از

 

خواسته هایش پیروی کرد ، و از سوی دیگر چنان مقام بلندی

 

می یابد که « راضی و مرضی به جوار پروردگارش می رود ؟

 

 

نفس در لغت به معنای « شخص » یا « من » است . و بر حسب

 

ویژگی های موردی و کاربردی گاهی بد و گاهی خوب می باشد .

 

 

علت خوب و بد بودن نفس:

 

خداوند در نفس انسان گرایش به امور گوناگونی قرار داده است ،

 

 که برخی خوب و برخی بد هستند و نفس انسان بر این اساس تنوع

 

می یابد .اماره بالسوء بودن نفس ، بدین معنا نیست که نیروی دیگری

 

در وجود ما هست که ما را مثلابه شهوت رانی فرا می خواند ،

 

بلکه خودمان دوست داریم دنبال شهوت برویم . و اگر چنین بودیم

 

خودمان اماره بالسوء هستیم . گرایش های غریزی در وجود ما ریشه

 

دارند و ما را وادار می کنند تا در پی ارضای آنها برویم . اگر نفس

 

برای ارضای امیال راه نا درست و غیر مشروع را اختیار کند

 

اماره بالسوء خواهد بود . در کنار این امیال ، میل به کمال و گرایش

 

به سعادت نیز در انسان هست که او را به سوی کمال می برد. تفاوت

 

در آن است که میل های مادی و غریزی معمولا فعلیت دارند و

 

خود به خو شکوفا می شوند ، مانند  میل به خوردن وخوابیدن و

 

غریزه جنسی .اما میل های دیگر در انسان های عادی بالقوه اند و

 

 شکوفا کردن آنها نیازمند تربیت و راهنمایی است .اگر میل های

 

معنوی بیدار شوند و انسان را به حرکت به سوی کمال وادارند ، همان

 

نفسی که اماره بالسوء بود     « لوامه » می گردد . و آنگاه که انسان

 

به خواسته های معنوی خود پاسخ گفته و راه حق را می پیماید ، همان

 

نفس به کمال و آرامش می رسد مطمئنه می گردد. حاصل آنکه نفس

 

یک حقیقت است در مراحل مختلف ،نه چند حقیقت کوناکون ،که

 

 یکی اماره و دیگری لوّامه و سومی مطمئنه باشد .

 

 راه مبارزه با هوای نفس:

 

برای ایمان آوردن به حقایق دینی ، پس از آگاهی از درستی آنها ،

 

باید بیماری های دل را درمان و هوای نفس را مغلوب ساخت .

 

و برای مبارزه با هوای نفس باید یک عامل تکوینی نیرومند در نفس

 

ایجاد نمود تا در برابر آن مقاومت کند . باید در برابر انگیزه های شیطانی

 

، از راه اندیشه های درست ، انگیزه های رحمانی را بیدار و زنده کرد ،

 

که این انگیزه ها در فطرت آدمی نهاده شده اند ، اما خفته و خاموش اند .

 

 

بهترین عامل برای بیدار کردن این امیال خفته ، فکر و اندیشه است .

 

که به گفته حکیمان « ادراک » شوق را برمی انگیزد .اما اندیشه در

 

باره توحید و نبوت و معاد به تنهایی کافی نیست ، بلکه افزون بر

 

آن باید درباره آثار و پیامدهای سوء پیروی از هوای نفس و آثار نیک

 

ایمان آوری و عمل به مقتضیات آن بیندیشیم ، چرا که ریشه همه

 

فعالیت های آدمی بیم و امید است .  

 

 

منابع :

 

1. سوره اعراف آیه 176-  2. کهف آیه 28  - 3. فرقان آیه 43 -

 

4. ص آیه 26 ۵. قصص آیه 50-   6. محمد آیه 16 -  7. مائده آیه 70 - 

 

8. نساء آیه 27 ۹. مائده آیه 105  -  10. فجر آیه 28 و 29 -   

 

11. قیامت آیه 2    -  12. یوسف آیه 53