انصار سیدالشهدا (ع)
قران و عترت
بسم رب الشهدا والصدیقین
هوای نفس
مقدمه:
تمام عواملی را که موجب ضعف ، از میان رفتن و یا عدم تحقق ایمان
می گردد ،می توان به نفس باز گردند. هوای نفس ، دل آدمی را
می رباید و نمی گذارد دلی برای او باقی بماند تا
اما نفس چیست ؟
هوای نفس کدام است ؟
پیش از پرداختن به این مطلب مروری میکنیم بر آیات مربوط به
پیروی از هوای
نفس .
مطالب اصلی :
هوای نفس در قرآن :
قرآن کریم پیروی از هوای نفس را از مهمترین عوامل سقوط دانسته
و در آیات فراوانی در این باره سخن گفته است .
می کند که خداوند آیات خود را به او داد اما او در اثر پیروی از
هوای نفس و گرایش به دنیا گمراه گشت و تا آنجا سقوط کرد که
داستانش چون داستان سگ است کا اگر بر آن حمله ور شوی زبان
از کام برآورد، و اگر آن را رها کنی باز هم زبان از کام برآورد. (1)
در جای دیگر پیامبر گرامی را سفارش می کند که « از ان کس که
قلبش را از یاد خود غافل ساختیم وازهوای نفس خود پیروی کرده و
اساس کارش بر زیاده روی است،اطاعت مکن » (2)
در میان مردمان کسانی هستند که هوا و هوس خویش را خدا خود
قرار دادند،و خداوند آنان را ، با آن که آگاه بودند گمراه ساخت و
بر گوش دل ایشان مهر نهاد و بر بینایی شان پرده افکند. (3)
در آیه ای خداوند به داود (ع) فرمان می دهد که در میان مردمان
به حق حکم نماید و از هوا{و خواسته نفس } پیروی نکند که او را
از راه خدا گمراه خواهد ساخت . (4)در آیه ای خطاب به پیامبر گرامی
می فرماید : اگر برخی از تو فرمان نمی برند به خاطر پیروی از
هوای نفسشان است . (5) و در باره برخی از منافقان یاد آور می گردد
که « آنان کسانی هستند که خدا بر دل هایشان مهر زده و از
خواسته های خویش پیروی کرده اند » (6) برخی آیات تعارض میان
پیروی از هوای نفس و هدایتی را که پیامبران آورده اند ، باز گو
می کند ، تا آنجا که دنباله روی از هوای نفس به تکذیب و قتل
پیامبران می انجامد .(7) در برخی آیات نیز به جای هوای نفس ،
تعبیر شهوت به کار رفته است ، مثلا ً می فرماید : کسانی که پیرو
شهوات اند می خواهند شما دستخوش انحراف بزرگ شوید . (8)

معنای نفس :
به طور معمول ، نفس در برابر عقل نهاده و سفارش می شود که
باید آدمی از عقل خویش پیروی کند و با هوای نفس ، یعنی با
خواسته های نفس مبارزه نماید . اما نفس را کاربردهای گوناگونی
است که تمایز نهادن میان آنها در این بحث ضروری است.
قرآن کریم نفس را به طور مطلق به کار برده و می فرماید :
« علیکم انفسکم » مراقب خود باشید .(9)و گاه نفس را به صورت
مقید و همراه با صفتی خاص به
کار می برد مانند:
« یا ایتها النفسُ المطمئنة ارجعی الی ربّک راضیةً مرضیة » (10)
ای نفس آرامش یافته به سوی پروردگارت باز گرد ، در حالی
[ از او ] خشنود[ و در نزد او ] مرضی هستی .
« انّ النفسَ لامّارة بالسوء الّا ما رَحم ربّی » (12)
نفس همانا به بدی فرمان می دهد
مگر کسی را که خدا رحم کند . از سوی دیگر در یک اصطلاح
فلسفی ، نفس به معنای روح به کار رفته است .
اما این نفس چیست که از یک سو منشا بدی هاست و نباید از
خواسته هایش پیروی کرد ، و از سوی دیگر چنان مقام بلندی
می یابد که « راضی و مرضی به جوار پروردگارش می رود ؟
نفس در لغت به معنای « شخص » یا « من » است . و بر حسب
ویژگی های موردی و کاربردی گاهی بد و گاهی خوب می باشد .
علت خوب و بد بودن نفس:
خداوند در نفس انسان گرایش به امور گوناگونی قرار داده است ،
که برخی خوب و برخی بد هستند و نفس انسان بر این اساس تنوع
می یابد .اماره بالسوء بودن نفس ، بدین معنا نیست که نیروی دیگری
در وجود ما هست که ما را مثلابه شهوت رانی فرا می خواند ،
بلکه خودمان دوست داریم دنبال شهوت برویم . و اگر چنین بودیم
خودمان اماره بالسوء هستیم . گرایش های غریزی در وجود ما ریشه
دارند و ما را وادار می کنند تا در پی ارضای آنها برویم . اگر نفس
برای ارضای امیال راه نا درست و غیر مشروع را اختیار کند
اماره بالسوء خواهد بود . در کنار این امیال ، میل به کمال و گرایش
به سعادت نیز در انسان هست که او را به سوی کمال می برد. تفاوت
در آن است که میل های مادی و غریزی معمولا فعلیت دارند و
خود به خو شکوفا می شوند ، مانند میل به خوردن وخوابیدن و
غریزه جنسی .اما میل های دیگر در انسان های عادی بالقوه اند و
شکوفا کردن آنها نیازمند تربیت و راهنمایی است .اگر میل های
معنوی بیدار شوند و انسان را به حرکت به سوی کمال وادارند ، همان
نفسی که اماره بالسوء بود « لوامه » می گردد . و آنگاه که انسان
به خواسته های معنوی خود پاسخ گفته و راه حق را می پیماید ، همان
نفس به کمال و آرامش می رسد مطمئنه می گردد. حاصل آنکه نفس
یک حقیقت است در مراحل مختلف ،نه چند حقیقت کوناکون ،که
یکی اماره و دیگری لوّامه و سومی مطمئنه باشد .
برای ایمان آوردن به حقایق دینی ، پس از آگاهی از درستی آنها ،
باید بیماری های دل را درمان و هوای نفس را مغلوب ساخت .
و برای مبارزه با هوای نفس باید یک عامل تکوینی نیرومند در نفس
ایجاد نمود تا در برابر آن مقاومت کند . باید در برابر انگیزه های شیطانی
، از راه اندیشه های درست ، انگیزه های رحمانی را بیدار و زنده کرد ،
که این انگیزه ها در فطرت آدمی نهاده شده اند ، اما خفته و خاموش اند .
بهترین عامل برای بیدار کردن این امیال خفته ، فکر و اندیشه است .
که به گفته حکیمان « ادراک » شوق را برمی انگیزد .اما اندیشه در
باره توحید و نبوت و معاد به تنهایی کافی نیست ، بلکه افزون بر
آن باید درباره آثار و پیامدهای سوء پیروی از هوای نفس و آثار نیک
ایمان آوری و عمل به مقتضیات آن بیندیشیم ، چرا که ریشه همه
فعالیت های آدمی بیم و امید است .
منابع :
1. سوره اعراف آیه 176- 2. کهف آیه 28 - 3. فرقان آیه 43 -
4. ص آیه 26 ۵. قصص آیه 50- 6. محمد آیه 16 - 7. مائده آیه 70 -
8. نساء آیه 27 ۹. مائده آیه 105 - 10. فجر آیه 28 و 29 -
11. قیامت آیه 2 - 12. یوسف آیه 53

