انصار سیدالشهدا (ع)
قران و عترت
خود سازی و تهذیب نفس
مقدمه:
از آنجا که هر مکتب و یا هر حکیم و متفکری بخواهد انسان را به سمت مکارم اخلاقی و
کمالات معنوی هدایت نماید
و درباره مفاسد اخلاقی و دردها و ناگواریهای انواع امراض روحی بیندیشد ، راهی جز این ندارد
که نخست [ خود ]
انسان را پیدا کند و انسان را با ابعاد وجودیش واصول قوا و نیروهایش وغریزه « حب ذات» و خود خواهیش آشنا
سازد و ما بین او و خویشتن صلحی برقرار نماید آنگاه است که میتواند انسان را با گامهائی
استوار در صراط مستقیم
به سوی مکارم اخلاقی و کمالات معنوی سوق دهد.
یکی از قدیمی ترین دستورهای حکیمانه جهان که هم به وسیله انبیاء الهی به بشر ابلاغ شده
است و هم حکیمان
بزرگ جهان آنرا به زبان آورده اند این جمله معروف است که <<ای انسان خودت را
بشناس>>.
مطالب اصلی:
انسانی که به خویشتن خویش جاهل است نه تنها از مفهوم عالی انسانیت بدور است ، بلکه
از احسان اینکه او هم
موجودیتی دارد برخوردار نمی باشد از این رو یکی از گام های نخستین در راه خود سازی و
تهذیب نفس و پرورش
ملکات والای انسانی خود شناسی است
.
آیا مگر ممکن است انسان رذائل اخلاقی را از خود دور سازد و عیوب خود را اصلاح کند و به
خود سازی و کمالات
نفسانی برسد ، در حالی که هنوز خویشتن را ان گونه که هست نشناخته باشد.آیا کسی که
راه خود را گم کرده تا از
گمراهی خویش با خبر نشود به سراغ دلیل راه میرود ؟
آیا کسی که از بیماری خویش هیچ اطلاعی ندارد به سراغ طبیب معالج میرود ؟
آیا کسی که نداند و نداند که نداند در صدد بر طرف کردن نادانی خویش بر خواهد داشت ؟
نشود ابزار و وسائل دفاع را آماده خواهد کرد ؟
و آیا کسی که در جای جای خانه اش گنجهای پر قیمت نهفته است ، ولی او از وجود آنها
اطلاعی نداشته باشد ،
میتواند آنها را استخراج و از آن بهره برداری نماید ؟
طبیعی است که پاسخ تمام این سئوالها منفی است.
و همچنین اکر کسی خود را نشناسد و از عیوب خویش و توانمندیهای بالقوه نفس آگاهی ن
داشته باشد ، هرگز به دنبال خود سازی ، و تهذیب اخلاق و کمالات نفسانی نخواهد رفت.
«
مَن عَرَفَ نَفسه فَقَد عَرَفَ رَبّه »:در احادیث معتبر از پیامبر اکرم (ص) و علی (ع) روایت شده که فرمموده اندکسی که خودش را بشناسد پروردگارش راشناخته است
و با توجه به اینکه یکی از پایه های اصلی پرورش فضائل اخلاقی و تکامل معنوی ، خود
شناسی والنفس است و تا
انسان این مرحله دشوار را پشت سر نگذارد به هیچ یک از مقامات معنوی نائل نخواهد شد.و
به همین دلیل علمای
بزرگ اخلاق اصرار و تاکید فراوانی دارند که هرروان این راه باید به خود شناسی پردازند و از ا
ین امر حیاتی غافل
نشوند.
حال این سئوال پیش می آید که مسئله چرا اهمیت و ارزشی دارد؟در پاسخ می گوییم برای
چندین « خود شناسی »
منظور نسبت به آن این همه تاکید و توصیه شده است .خود را بشناسیم تا بهتر بتوانیم خدا را
بشناسیم . و در حقیقت
انسان به خوبی شناخته شود بزرگترین گام در راه خدا شناسی برداشته شده است ، زیرا
اولاو هستی شناسی انسان است که مانند یک قطب نمای صحیح انسان رابا خدا در ارتباط
قرار میدهد.: یکی از ابعاد نفس « فطرت پاک انسانی »
خود شناسی بهترین راه برای خدا شناسی است.
ثانیا :
تجرد و برتری انسانی ، از ماده و مادیات و احاطه آن بریدن و سلطه آن بر همه اجزاء ، بدون
ارتباط فزیکی راهی
است برای شناخت و اعتقاد به احاطه و سلطه خدای سبحان بر تمام مخلوقات
.
2.
خود را بشناسیم تا بداتیم که خالق حکیم ما را بیهوده نیافریده و وظیفه ما در این جهان
چیست ؟
3.
خود را بشناسیم زیرا انسان با شناخت نفس خویش به استعدادهای گوناگونی که برای
پیشرفت و ترقی از سوی خداوند در او نهفته شده است پی میبرد و می کوشد که این
استعدادها را هر چه بهتر پرورش دهد و شکوفا سازد.
4.
خود را بشناسیم برای اینکه انسان با شناخت خویشتن به خطرات هوای نفس و انگیزه های
شهوت و تضاد آنها با
سعادتش پی می برد ، و خود را آماده مقابله با آنها می سازد
5.
خود را بشناسیم چونکه با خود شتاسی ریشه های هر یک از مفاسد اخلاقی که در درون جان ا
نسان جا دارد شناخته
میشود و درمان این دردها را آسان می سازد و بدین گونه راه وصال به تهذیب نفس و خود
سازی را در برابر انسان هموار می کند. حضرت علی (ع) می فرماید :
« مَن عَرَفَ نَفسه جَاهَدها ، مَن جَهَلَ نَفسه أهملها »
یعنی :
هر کس نفس خویش را بشناسد با آن جهاد و مبارزه می کند و هر کس نفس خویش را
نشناسد آنرا را وا میگذارد .
(2)
کلمات قصار در معرفت نفس:
به چند گفتار ار امیرالمومنین علی (ع) در ترغیب به معرفت نفس تبرک می جوییم
1.
بزرگترین نادانی ، نادانی انسان در کار نفس خودش است
.
بزرگترین دانش خود شناسی است 2.
3. زیرک کسی است که خود را شناخت و کارهایس را خالص گردانید .
4.در شگفتم از کسی که گمشده خود را می جوید و خودش را گم کرده است
5.
کسی که از خودش آگاهی ندارد ، چگونه از دیگری آگاهی می یابد.6.
در شگفتم از کسی که جاهل به خود است ، چگونه میخواهد عارف به ربش باشد .تو که در علم خود زبون باشی
عارف کردگار ، چون باشی
پس آزادی غرایز و خواهش های نفسانی با کرایم اخلاق و تعالی روح انسان در تضادند
.
کسی که طالب خود سازی است و می خواهد انسان باشد ، انسان زیست کند و انسان بمیرد ،
باید غرایز خود را نعدیل نماید .
از درنده خویی و فساد اخلاقی بپرهیزد و خویشتن را با صفات حمیده و سجایای انسانی
متخاق سازد .
آیین پیامبران الهی به مردم آموخته که این موفقیت در پرتو ایمان و تحمل مشقت ، ادای
فرائض و ترک محرمات به دست می آید.
به هر نسبتی که انسان از سرمایه گرانقدر ایمان برخوردار گردد و به وظایف دینی خویش
عمل کند و مشقت های آن
را تحمل نماید ، به همان نسبت در مدارج کمال پیش میرود و درجات عالی انسانیت را می
پیمای
1.
بحار الانوار ج 2 ص 322.
غررالحکم با شرح خوانساری ، ج 5 ص177منابع :
سیمای اخلاق در آثار علامه حسن زاذه آملی ، مولف : عباس عزیزی
خود سازیی و تهذیب نفس ، مولف :
سید جعفر حسینی

