انصار سیدالشهدا (ع)
قران و عترت
عبرتهای عاشورا
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
مقدمه
: واژه عبرت از ریشه عبور است
عبرت آموزی یعنی از حال به گذشته رفتن و گذشته را دقیق بررسی کردن و
آن را فرا رو قرار دادن.
عبرت آموزی یعنی به تاریخ بعنوان یک جریان نگریستن نه جرقه.
به عبرت آموزی اعتبار گفته می شود چون در حقیقت عبور از حال به گذشته
است.
تفاوت درس با عبرت :
در درس آموزی ما نقطه های افتخار آمیز عاشورا را محور و الگو قرار میدهیم
و آنها را سرمشق زندگی میدانیم همانندشجاعت ودلیری –قیام برای خدا ،
ولی در بحث عبرت آموزی تنها به اوج ها نگاه نمی کنیم بلکه خضیض ها را
هم می بینیم .
عبرت آموزی در قرآن:
در بیش از ده آیه قرآن ترغیب و تشویق فراوان به( سیر در ارض) شده است. و
آن در فرهنگ قرآن به معنای جهانگردی بی هدف و احیاناً با هدف اشباع
غرایزحیوانی نیست بلکه به معنای بررسی حوادث تاریخی و دیدن جغرافیای
حوادث به منظور عبرت آموزی است. عبرت آموزی در کلام پیامبر:
پروردگارم به من فرمان داده که سخنم ذکر باشد و نظرم مایه ی عبرت. نهج
الفصاحه ص 172
عبرت آموزی در کلام امام علی:
عبرت آموزی هشدار دهنده دلسوز است. بحارالانوارج 78 ص 173
کسی که از اعمال و کردار گذشتگان و عواقب سوء آن عبرت گیرد تقوا وی را
در آن گونه بدبختی ها باز می دارد. نهج البلاغه خطبه 16
فرزندم ، هر چند من به اندازه همه آنان که پیش از من بوده اند نزیسته ام اما
در کارهایشان نگریسته ام و در سرگذشت هایشان اندیشیده ام و در انچه از
آنان مانده رفته و دیده ام که گویی هم چون یکی از آنان شدم،بلکه با مطالب
اصلی:
جهت بحث «عبرت های عاشورا» این است که : چه عواملی دست به دست هم داد تا بعد از حدود نیم قرن از
هجرت بنی اکرم (ص) آن چنان فاجعه ای برای اسلام رخ داد تا امام حسین (ع) راهی جز فدا کردن خود و
عزیزانش ندید؟!
خطر بزرگی که پیوسته همه ی انقلاب های آزادی بخش و از جمله انقلاب
بزرگ پیامبر را که قرآن به « بعثث» یاد می کند ، تهدید کرده و می کند ارتجاع
است
«ارتجاع» یعنی بازگشت به بینش ها و ارزش ها و اعمال جاهلی .
ارتجاع یعنی احیای جاهلیت ، پشت یا زدن به ارزش های اصیل اسلامی و احیای دوباره ی ارزش های
طاغوتی . این خطری است که قرآن نیز آن را پیش بینی کرده است .
چه عواملی سبب شد تا این ارتجاع جا بگیرد؟
چگونه این عوامل فاجعه ی جانگذار عاشورا را آفریدند؟
عوامل اساسی در تکوین حادثه عاشورا:
1. کنار گذاردن و صایا پیامبر اکرم (ص) به ویژه در مورد رهبری امت پس از خود ؛
2. رنگ باختن معویت؛
3. افول غیرت دینی؛
4. کوتاهی خواصّ از ادای رسالت خود.
توضیح اینکه پیامبر در حدیث ثقلین فرمودند: همانا من دو یادگار گرانبها را بین
شما باقی گذاردم ؛ یکی کتاب خداست و آن دیگر عترت من ، تا زمانی که به
این دو چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد و این دو تا قیامت تفکیک ناپذیرند.
ولی در جامعه ای که قرآن وعترت کنار گذاشته شود جای ان را فسق و
فجور میگیرد .
امام راحل در وصیت نامه سیاسی ،الهی خویش
آگاهی که از کارهایشان به دست آورده ام گویی چنان است که با اولین و
آخرینشان زندگی کرده ام. نامه31نهج
عبرتهای عاشورا
سوگنامه غربت قرآن وعترت راچنین ترسیم فرموده اند: مسایل اسف انگیزی که باید بر آن خون گریه کرد ،
پس از شهادت علی (ع) شروع شد.خود خواهان و طاغوتیان ،قرآن را وسیله ای کردند برای حکومت ضد
قرآنی و مفسران حقیقی و آشنایان به حقایق را از صحنه خارج کرده و بر حکومت عدل الهی که یکی از
آرمان های این کتاب مقدس بوده و هست ، خط بطلان کشیدند .
وجه تشابه غربت قرآن وعترت درآن زمان اینکه همان گونه که قرآن مهجور
شد ، امام علی (ع) و فرزندان معصومش نیز تنها ماندند.
امام علی (ع) فرمود: من از زمان وفات پیامبر (ص) مظلوم بوده ام
پیامب اسلام به امرخداوند علی(ع) را طبق روایت متواتر و صحیح غدیر به
امامت امت نصب کرد و صلاح امت را در پیروی از او دید ، اما فرصت طلبان با
این بهانه های واهی امت را به مدت 25 سال از امامت علی (ع) محروم
ساختند.
در نهایت ارتجاع امت از آنجا شروع شد که جای تمسک به احکام بلند و
نورانی قرآن را ، تمسک به جلد و ظاهر آن گرفت.
دومین عامل ایجاد واقعه عاشورا کم رنگ شدن معنویت در جامعه آن روز
مسلمانان بود
مقام معظم رهبری در این باره میفرمایند:
(چه شد که بیست سال بعداز شهادت امیرالمومنین (ع) در همان شهری که ایشان حکومت می کردسرهای
پسران مولا را بر سر نیزه کردند و در آن شهر گرداندند. در شهری که فریاد تلاوت قرآن در شب و روز از
مسجد وتشکیلات آن بلند بود حالا دختر ها و حرم امیرالمومنین را به اسارت در بازار آن می گردانند.
دو عامل، عامل اصلی این گمراهی و انحراف عمومی است : یکی دور شدن
ازذکر خدا که مظهر آن نماز و صلات است؛ یعنی فراموش کردن خدا و
معنویت از زندگی، فراموش کردن توجه و ذکر و دعا و توسل و طلب توفیق از
خدای متعال و توکل بر خدا و کنار گذاشتن محاسبات خدایی از زندگی و عامل
دوم ( اتبعوالشهوات ) یعنی دنبال شهوترانی ها و
مقدمه : واژه عبرت از ریشه عبور است.
عبرت آموزی یعنی از حال به گذشته رفتن و گذشته را دقیق بررسی کردن و
آن را فرا رو قرار دادن.
عبرت آموزی یعنی به تاریخ بعنوان یک جریان نگریستن نه جرقه.
به عبرت آموزی اعتبار گفته می شود چون در حقیقت عبور از حال به گذشته
است.
تفاوت درس با عبرت :
در درس آموزی ما نقطه های افتخار آمیز عاشورا را محور و الگو قرار میدهیم
و آنها را سرمشق زندگی میدانیم همانندشجاعت ودلیری –قیام برای خدا ،
ولی در بحث عبرت آموزی تنها به اوج ها نگاه نمی کنیم بلکه خضیض ها را
هم می بینیم .
عبرت آموزی در قرآن:
در بیش از ده آیه قرآن ترغیب و تشویق فراوان به( سیر در ارض) شده است. و
آن در فرهنگ قرآن به معنای جهانگردی بی هدف و احیاناً با هدف اشباع
غرایزحیوانی نیست بلکه به معنای بررسی حوادث تاریخی و دیدن جغرافیای
حوادث به منظور عبرت آموزی است. عبرت آموزی در کلام پیامبر:
پروردگارم به من فرمان داده که سخنم ذکر باشد و نظرم مایه ی عبرت. نهج
الفصاحه ص 172
عبرت آموزی در کلام امام علی:
عبرت آموزی هشدار دهنده دلسوز است. بحارالانوارج 78 ص 173
کسی که از اعمال و کردار گذشتگان و عواقب سوء آن عبرت گیرد تقوا وی را
در آن گونه بدبختی ها باز می دارد. نهج البلاغه خطبه 16
فرزندم ، هر چند من به اندازه همه آنان که پیش از من بوده اند نزیسته ام اما
در کارهایشان نگریسته ام و در سرگذشت هایشان اندیشیده ام و در انچه از
آنان مانده رفته و دیده ام که گویی هم چون یکی از آنان شدم،بلکه با آگاهی
که از کارهایشان به دست آورده ام گویی چنان است که با اولین و آخرینشان
زندگی کرده ام. نامه31نهج
هوسرانی ها و در یک جمله دنبال دنیا طلبی رفتن و به دام شهوات دنیا
افتادن و اصل دانستن اینها و فراموش کردن آرمان ها است.)
متاسفانه بعد از پیامبر گرامی اسلام (ص) با انحراف سیاسی که به وجود آمد به تدریج معنویت رنگ باخت.
ارزش های الهی جای خود را به ارزش های مادی داد. در زمان پیامبر مسابقه به سوی جهاد و ایثار بود اما
بعد از حضرت مسابقه به سوی متاع ناچیز دنیا بازار گرم یافت.علت این انحراف بزرگ انکه اگر سایه
امامت عدل وزهد علوی بعد از رحلت پیامبر بر سر مردم سایه گسترده بود ،همان جو ایمان و فداکاری ادمه
می یافت. که مولا علی (ع) در باره فرموده اند : مردم به حاکمانشان شبیه ترند تا به پدرانشان.
اوج افول معنویت در دوره حاکمیت یزید بود ؛ چرا که در راس حکومت گستره
اسلام شخصی قرار گرفته بود که جز به شکم و شهوت نمی اندیشید و بی
دینی و هرزگی او ضرب المثل بود.
سومین عامل حادته عاشورا ( افول غیرت دینی ) بود
غیرت یعنی دفاع از محبوب در برابر متجاوزان .
طریحی غیرت را این چنین معنا می کند:
غیرت ، نفرت طبیعی است که انسان از شرکت دیگری در امر محبوبش دارد.
مجمع البحرین ، ج 2 ، ص 1347
غیرت دینی راز عظمت امت اسلام است که آیین انسان ساز اسلام ، پیروان
خود را با این خصلت می پسندند . و راز ( خیر ) بودن امت اسلام، احیای این
ویژگی در بین آنان است .
خداوند در آیا قرآن می فرماید:
شما بهترین امتی هستید که امر به معروف و نهی از منکر کرده و به خدا
ایمان دارید. ال عمران آیه 110
دراین آیه غیرت دینی ( امر به معروف و نهی از منکر)
بر ایمان به خدا مقدم داشته و این علاوه بر آن که نشان دهنده اهمیت و
عظمت این خصلت است ، گویای آن است که این غیرت دینی است که
ضامن گسترش ایمان واجرای همه قوانین فردی واجتماعی اسلام است.
علی (ع) دل خونی دارد از بسیاری از یاران خویش که چرا جانشان را این
خشم مقدس نگرفته و در برابر تجاوز دشمن آرامند می فرماید:
تحقیقاً می بینید قوانین و پیمان های الهی شکسته شده اما به خشم نمی
آیید ، در حالی که اگر تعهدات پدرانتان نقض گردد ناراحت می شوید.نهج
البلاغه ح 174
مولا علی (ع) ابوذر را چنین ستود:
ای ابوذر به خاطر خدا خشم کردی و غضب نمودی پس به همان کس که
برایش غضب کردی(یعنی خدا)
امیدوار باش.
تساهل و تسامح در دین :
نقطه مقابل غیرت دینی تساهل و تسامح در دین به معنای معامله گری بر
سر دین است ، چه اصول و چه فروع ، که حوزه اصلی این نوع تسامح و
تساهل در وادی سیاست بود ، بعداً به وادی دین کشیده شد.
تساهل و تسامح در دین سه معنا دارد :
1. سخت نبودن دین : برایتان در دین هیچ تنگنایی پدید نیاورد.حج آیه 78 مثال اگرآب برای وضونباشد باید با
تیمم نماز خواند.
2. منطقی و استدلالی بودن دین : با حکمت و اندرز نیکو به سوی راه پروردگارت دعوت نما و بابهترین
شیوه با آنان مجادله کن .نحل آیه 125
3. معامله گری بر سر دین : یعنی کوتاه آمدن ازدین و معامله گری بر سر آن است. این معنا از تساهل در
مقابل غیرت دینی قرار دارد و به شدت با مبانی اسلام در تضاد است.
آخرین مورد از به وجود آمدن حادثه عاشورا کوتاهی خواص از ادای رسالت
خویش بود
منبع : عبرت های عاشورا – نویسنده : سید احمد خاتمی
